تبليغاتX
مرغ باغ ملکوتم
Who Am I


مرغ باغ ملکوتم










 

به دوست گر چه عزیزست راز دل مگشای

که دوست نیز بگوید به دوستان عزیز

 

خبری که دانی دلی بیازارد تو خاموش تا دیگری بیارد.

(بلبلا  مژده بهار بیار     خبر بد به بوم بازگذار)

 

هر که در حال توانایی نکویی نکند در وقت ناتوانی سختی بیند.

(بد اختر تر از مردم آزار نیست      که روز مصیبت کسش یار نیست)

 

 

مکمل مطالب نویسنده این وبلاگ در وبلاگ

www.chi-doroste.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مهر1386 ساعت 23:59  توسط رضا 


روی ترمه دریا ابریشم نور می شکافد

وقتی صخره ای ناتمام  روبه سوی ابدیتی موهوم ره می سپرد

خدایا تو کجای این مجموعه ایستاده ای

در کنار آب های معلقی که به بهانه جاذبه نمی ریزند

یا کوه هایی که افتادن را دست نگه داشته اند

خدایا چگونه این جهان بزرگ را

درون من جای داده ای

که ستاره ، دریا ، کهکشان های نزدیک و دور افتاده 

جنگل های بی تاب رویش و مرداب های مست خواب

مرا به احترام می شناسند

و تنها تو می دانی که این ویرانه

شایسته این همه نیست

تو با خلق من

موجودیت آفرینش را رسم تازه ای به تن کردی

اما

نام من هستی را فریفت

آمدم به هزار و یک نیرنگ تا ببینم

تمام زیبایی ها و رنگ های تو را

سیب و گندم و شهوت  ، تنها سببی بود

تا شیطان را بد نام کنم .

"بهشت به بها زیباست "

من به دنبال بهانه می گشتم

خدایا بیا و بسنده کن

به رنج صلیب

به سکوت مریم

به هروله های تشنه هاجر

و به تبر بیدار ابراهیم

خدایا خودت را جستجو کن در محمد (ص)

آن گاه که رنج کلمه را روی شانه های نحیفش استوار می کردی

مرا فراموش کن

من آن عابدم که هزار سال عبادت محک ناخورده اش را

به عیار چشم دلبری فروخت

من حیرانی زلیخای حسرتم 

در تقید تارو پود لباس یوسف

و انجیل شب مانده و دست خورده ای که یک شنبه ها

حنجره های اپرا زده و امیدوار مسیحیان آن را مسجع جیغ می کشند

خدایا مرا رها کن

و بار بهشت و جهنم را از دوش خسته من بردار

بگذار درد تلخ اساطیری ام را

در تنهایی برزخ

قطره قطره  ذوب شوم

من  دشنه ای هستم که گلوی تشنه عاشورا را برید

و تازیانه ای که شانه های عبادت راستینت را زخمی کرد

من در این مجموعه …

نتوانستم از خاک فراتر بروم . مرا از یاد ببر...

                                                                                                      نسرین

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مهر1386 ساعت 12:24  توسط رضا 


یا رب!

۲۵ مهر دیگری هم آمد.. هنوز هم خودم را نیافته ام.

-------------------------------------------------------------------------------------

نمی دانم آن روز که اجازه ورود به من دادند نامم را چه نهادند،

 یا که تقدیر مرا چگونه رقم زدند.

                  تو تقدیر من گل سرخ کاشتند!؟ 

آیا می توانم گل روی او را ببویم

                                          یا که می توانم روی گل او را ....

                                                                                                                   

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 مهر1386 ساعت 0:0  توسط رضا  | 


فطر چیدن میوه هایی است که از فطرت می جوشد!

 

فطر سپاس نعمتی است که در رمضان نازل شده است.

 

عید فطر پاداش افطارهای خالصانه و بجاست.

 

و مهر قبولی انفاقهای به قصد قربت است .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 21 مهر1386 ساعت 12:4  توسط رضا  | 


جوان زیبایی که هر روز می رفت تا زیبایی خود را در دریاچه ای تماشا کند ، چنان شیفته خود می شد که روزی به درون دریاچه افتاد وغرق شد.

در جایی که به آب افتاده بود، گلی رویید که «نرگس» نامیدندش.

وقتی نرگس مرد ، اوریادها - الهه های جنگل - به کنار دریاچه آمدند که از یک دریاچه آب شیرین، به کوزه ای سرشار از اشک های شور استحاله یافته بود.

اوریادها پرسیدند:«چرا می گریی؟»

دریاچه گفت:برای نرگس می گریم.

اوریادها گفتند:«آه، شگفت آور نیست که برای نرگس می گریی...» و ادامه دادند: هر چه بود، با آن که همه ما همواره در جنگل در پی اش می شتافتیم، تنها تو فرصت داشتی از نزدیک زیبایی اش را تماشا کنی.

دریاچه پرسید: مگر نرگس زیبا بود؟

اوریادها، شگفت زده پاسخ دادند: کی می تواند بهتر از تو این حقیقت را بداند؟

هر چی بود، هر روز در کنار تو می نشست.

دریاچه لختی ساکت ماند. سرانجام گفت:

من برای نرگس می گریم، اما هرگز زیبایی او را در نیافته بودم.

برای نرگس می گریم، چون هر بار از فراز کناره ام به رویم خم می شد، می توانستم در اعماق دیدگانش، بازتاب زیبایی خودم را ببینم.

+ نوشته شده در  شنبه 14 مهر1386 ساعت 15:8  توسط رضا  | 


ای کسی که نامش دواست و یادش شفاست و طاعتش توانگری ست

ترحم فرما بر کسی که سرمایه اش امید و ساز و برگش گریه و زاری است

ای عطابخش نعمتها! ای برطرف کننده گرفتاریها!

 ای روشنی بخش وحشت زدگان در تاریکیها!

ای دانای بی معلم !

درود فرست بر محمد و آل محمد

و انجام ده درباره من آن چه را که تو شایسته آنی

 و درود خدا بر فرستاده او و آن پیشوایان با برکت از خاندانش

 

و سلام فراوان بر همه آنها باد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 مهر1386 ساعت 13:11  توسط رضا  | 


 

 

دلا باید که هر دم یا علی گفت               نـــه هردم بل دمادم     یا علی گفت

 

ز لیلائی شنیدم یا علی گفت                  بـه مجنونی   رسیدم    یا علی گفت

 

نسیمی غنچه ای را باز میگرد              به گوش غنچه آن دم    یا علی گفت

 

خمیر خاک آدم چون سرشتند                چــو برخــاست آدم     یا علی گفت

 

کجا مرده به آدم زنده میشد                   یـقین عیسی بن مریم   یا علی گفت

 

مگر خیبر زجایش کنده میشد                یــقین آنجا علی هم     یا علی گفت

 

به فرقش کی اثر میکرد شمشیر             گمــــــانم ابن ملجم     یا علی گفت

 

 نزول وحی چون فرمود سبحان            مــلک در اولین  دم     یا علی گفت

 

محمد در شب معراج بشنید                  ندائی آمد که آن هم      یا علی گفت

 

علی در خم به دوش آن پیمبر               قــدم  بنهاد و آن دم      یا علی گفت

 

مسیحا دم ز اعجــاز میزد                   زبس بیـچاره مریم       یا علی گفت

 

پیمبـــر در عروج آسـمانی                  به قصد قرب اعـــظم    یا علی گفت

 

به هنگام فرو رفتن به طوفان               نــــبی الله اکــــــرم      یا علی گفت

 

به هنگام فرو رفتن در دل نار              خلیل الله اعظم            یا علی گفت

 

عصا در دست موسی اژدها شد            کلیم آنجا مسلم             یا علی گفت

 

ز بطن حوت یونس گشت آزاد             ز بس در ظلمت یم      یا علی گفت

 

چو نوح از موج طوفان ایمنی خواست   توسل جست و هردم     یا علی گفت

 

 به صدق دل همیشه یاد او بود            به هر پیچ و هر خم      یا علی گفت

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 مهر1386 ساعت 11:8  توسط رضا  | 


سکوت اختیار کردن همیشه فقط به معنای دست از سخن کشیدن نیست

 بلکه آموزش و تمرینی مناسب برای شنیدن تمام چیزهایی که در اطرافمان می گذرد می باشد.

+ نوشته شده در  شنبه 7 مهر1386 ساعت 15:56  توسط رضا  | 


روزها فکر من این است و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

از کجا آمده ام؟ ، آمدنم بهر چه بود؟

به کجا میروم ؟ آخر ننـُمایی وطنم

مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا

یا چه بوده ست مرادِ وی ازین ساختنم

جان که از عالم ِ علوی ست، یقین می دانم

رختِ خود باز بر آنم که همانجا فکنم

مرغ ِ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک

دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم

ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر ِ دوست

به هوای سر ِ کویش پر و بالی بزنم

کیست در گوش که او می شنود آوازم؟

یا کدام است سخن می نهد اندر دهنم؟

کیست در دیده که از دیده برون می نگرد ؟

یا چه جان است، نگویی، که منش پیرهنم؟

تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی

یک دم آرام نگیرم نفسی دم نزنم

می ِ وصلم بچشان، تا در ِ زندان ابد

از سر ِ عربده مستانه به هم در شکنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 مهر1386 ساعت 22:59  توسط رضا 


ما باید اين واقعيت را بپذيريم كه ذهن انسان ، ذهني پر تكاپو ، متفحص و جوينده است . هدف براي زندگي نسل معاصر ، همچون آهن رباي نيرومندي است كه تمامي ذرات وجود انسان را به خود جذب مي كند و علاوه بر اينكه مانع از پراكندگي و تجزيه نيروهايشان مي شود، قادر است توان آنان را به طور متمركز ، در جهت ارزنده اي شكل داده و به كار گيرد.
 
 
هدفداري و آثار آن
شايد كمترفرصتي پيش آيد كه انسانها در اين معنا تأمل كنند كه هدف چه نقش در زندگيشان ايفا مي كند، ولي احتمالاً آگاه كردن آنها به برخي از تأثيرات مطلوب و سازنده هدفدار ، آرامش بخش است و ما به اختصار در اينجا به آنها مي پردازيم:
1- انتخاب هدف در زندگي ، موجب تمركز قواي فكري و وحدت وجود مي شود و از هرزرفتن توانايي ها جلوگیری میکند
2- قاطعيت و جديت از پيامدهاي مطلوب هدفداري است . زيرا آن كس كه مي داند از زندگي چه مي خواهد ، درمقابل با حوادث غافلگير نخواهد شد.
3- حل تعارض ها و ترديدها ي كشنده زندگي ، با انتخاب هدفي مطلوب ، ميسر است. سرگردان
هاي بي پايان برخي از ما ، معلول نداشتن هدف روشن و مشخص است.
4- قدرت تأثير گذاري افراد بر اطرافيان ، به نوع هدف زندگي بستگي دارد . هدفداري به انسان ، سرعت عمل، انتخاب مؤثر و قابل دفاع و صراحت خاصي مي بخشد.
5- بهره گيري از فرصت ها يا به عبارتي " مديريت زمان" از آثار مطلوب هدفداري است، زيرا كسي كه به خوبي مي داند، " هدف اعلاي زندگي چيست" ، فرصت ها را خود مي سازد و منتظرفرا رسيدن فرصت نمي ماند.

" هدف آدمي " بيانگر نوع شخصيت اوست. هدفهاي عالي انسان ، نماينگر روحي با ارزش و سرشار است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 مهر1386 ساعت 9:7  توسط رضا  |