تبليغاتX
مرغ باغ ملکوتم
Who Am I


مرغ باغ ملکوتم










مردی برای خرید طوطی وارد یک پرنده فروشی شد. فروشنده به سه طوطی مشابه که روی شاخه ای نشسته بودند اشاره کرد و گفت :"طوطی سمت چپی ۵۰۰ دلار می ارزد. "مرد پرسید:"چرا آنقدر گران است؟"

فروشنده پاسخ داد:"خوب، این طوطی می تواند با رایانه کار کند."

مرد در مورد طوطی دوم پرسید و فروشنده توضیح داد که قیمت این یکی ۱۰۰۰ دلار است چون او همه کارهایی را که آن یکی بلد است می تواند انجام دهد به علاوه  می تواند در اینترنت search کند.

مرد با ترس و لرز در مورد سومی سوال کرد و متوجه شد که ۲۰۰۰ دلار می ارزد، شگفت زده پرسید:"این یکی چه کاری بلد است؟"

فروشنده گفت:"اگر بخواهم صادقانه جواب دهم باید بگویم که من هیچ وقت ندیدم او کاری کند، ولی آن دو طوطی دیگر او را رئیس خطاب می کنند.!

 

+ نوشته شده در  جمعه 30 شهریور1386 ساعت 0:24  توسط رضا  | 


روزي شيوانا براي تعمير سقف سالن اصلي مدرسه، تعدادي كارگر معمار را دعوت كرد. يكي از معماران با بي ميلي و ناراحتي كار را انجام مي داد و دايم از طولاني بودن ساعات كار و كند گذشتن زمان گلايه مي كرد.

شيوانا به او گفت: «حتي اگر كاري را دوست نداري آن را خوب انجام بده! تو به خاطر مهارت در كارت در اين ديار مشهوري و بي ميلي و بي طراوتي باعث مي شود كه هم وجودت زودتر خسته شود و هم شهرت و اعتبارت از بين برود. موفقيت فقط به دنبال كساني نيست كه كارشان را دوست دارند، بلكه از آن كساني است كه كار را خوب انجام مي دهند. اگر به موفقيت احترام بگذاري و دوستش داشته باشي و به خاطر آن كارهايي را كه دوست هم نداري خوب انجام دهي خواهي ديد كه موفقيت هميشه در زندگي مانند سايه همراه تو خواهد بود.»

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 شهریور1386 ساعت 16:6  توسط رضا  | 


چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند. بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه گفتند: دیگر چاره ای نیست به زودی خواهید مرد.

دو قورباغه این حرفها را نادیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند اما قورباغه های دیگر دائما به آنها می گفتند که دست از تلاش بردارید چون نمی توانید از گودال خارج شوید و به زودی خواهید مرد....

بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت او پس از مدتی مرد.اما قورباغه دیگر با حداکثر توانش برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد. بقیه قورباغه ها فریاد می زدند دست از تلاش بردار.

اما او با توان بیشتری تلاش کرد و بالاخره از گودال خارج شد وقتی از گودال بیرون آمد بقیه قورباغه ها پرسیدند: مگر تو حرفهای ما را نشنیدی؟

معلوم شد که قورباغه ناشنواست.

در واقع او تمام مدت فکر می کرد که دیگران او را تشویق می کنند.

و اما شما چطور آیا به تشویقهای دیگران گوش می کنید و یا باز می ایستید؟

آیا می توانید در قلمرو سکوت باشی؟

و یا به تعبیر شمس در میان باشی و تنها باشی!

ولی می توانی....و عاقبت.....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 شهریور1386 ساعت 10:30  توسط رضا  | 


احترام زیادی برای عقاید احساسات و نظرات دیگران قایل هستم ولی هیچ وقت چیزی را بدون دلیل نپذیرفته ام و نمی پذیرم.هر انسانی برای اینکه بهتر باور شود و بهتر مورد احترام قرار گیرد باید با دلیل و روشن و شفاف صحبت کند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 شهریور1386 ساعت 21:5  توسط رضا 


هرگز چیزی تغییر نیافته، این ماییم که عوض می شویم

اگر به بیل،این وسیله ساده کشاورزان نگاه کنیم،متوجه می شویم لبه آن که دائما با زمین در تماس است و بیشترین فشار را متحمل می شود، به رنگ نقره ای درآمده اما قسمتهای بالاترش چنین نیست،به طوری که وقتی به انتهای صفحه آن می رسیم،می بینیم که کاملا سیاهرنگ و به رنگ آهن است.جسم و روح انسان نیز بدین گونه است.

  

هرچه بیشتر تلاش کنیم و از خود فعالیت و تحرک نشان دهیم، به همان اندازه شادابتر،سرزنده تر و راضی تر خواهیم بود.

برای درک بهتر موضوع به این گفته نایتین گلتوجه کنید:((در سفری که با پسرم به دریای شمال گینه نو داشتم،مشاهده کردم که مرجانهای وسط دریا،آنجایی که آب آرام است،عمدتا رنگ باخته و فاقد حیات به نظر می رسند،اما مرجانهای نقاط ناآرام دریا،جایی که جذر و مد آنها را به این طرف و آن طرف می برد،درخشان و شفاف اند.از راهنمای خود علت را پرسیدم.جواب داد:مساله خیلی ساده است.مرجانهای محلهای آرام درگیر هیچ نوع مبارزه در زندگی نبوده اند،در حالیکه مرجانهایی که در معرض کشاکش دریا هستند،رشد و جلای بهتری پیدا می کنند)).

 

+ نوشته شده در  شنبه 17 شهریور1386 ساعت 6:4  توسط رضا  | 


قبلا وقتی خیلی کوچکتر بودم روزی دوست داشتم مثل فلان شخص باشم و روز دیگر مثل دیگری.

ولی یه کم بزرگتر که شدم فقط دوست داشتم مثل یک شخص خاص باشم .

اما خیلی وقت است که فهمیده ام خداوند نعمتهای زیادی به من داده و این ناشکری است که من بخواهم کس دیگری باشم و تصمیم گرفتم که همیشه خودم باشم و با این تصمیم زندگی من و نگرش من به زندگیم دگرگون شد.

 حالا خوشحال هستم که خودم هستم و به هیچ قیمتی دوست ندارم کس دیگری باشم...... 

شما چطور؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 شهریور1386 ساعت 11:2  توسط رضا  | 


آدمها عجیب و غریبند، وقتی که گرفتارند همدیگر را یاد می کنند ولی همینکه مشکل برطرف شد همدیگر را فراموش می کنند و اطرافیان را نمی بینند یا نمی خواهند ببینند...

چرا هر وقت که شادیم فقط به فکر خود هستیم ... چرا شکرگزار نیستیم چرا تشکر کردن را نیاموختیم چرا بسادگی کسی را می آزاریم چرا چرا و چرا؟

نمی توانم تو را آنچنان که شایسته ی توست شکر کنم ولی کمکم کن تا آنقدر که در توان من است تو را شکر بگویم و یاد کنم.

خدایا تو خود می دانی که همه ی سعی من این بوده که به همه محبت بکنم و بدیها و بی احترامی های آنان را از یاد ببرم.

خدای من صبری عظیم به من عنایت کن تا بتوانم بی دریغ و بدون هیچ چشم داشتی محبت کنم و بی احترامی ها و بی اعتنایی همه بخصوص را فراموش کنم، تا بتوانم زندگی را زیبا ببینم و زیبا زندگی کنم.

مرا می بینی و زیادت می کنی دردم                       تو را می بینم و میلم زیادت میکند هردم
.....

نوشته شده در  دوشنبه 25 مهر1384ساعت 11:59  توسط رضا

از وبلاگ  زندگی با عشق

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 شهریور1386 ساعت 0:42  توسط رضا  | 


 

به راستی برای ایجاد تغییر در دنیا ی اطراف، فقط انجام کارهای بسیار دشوار یا خارق العاده لازم نیست. تغییر در محیط، همان شکار فرصتها برای کشف و نشان دادن زیبایی های دنیای پیرامون مان و قدردانی از انسانهایی است که با حضور خود تلنگری برقلب ما می زنند. تغییر یعنی رنگی تازه بخشیدن به دنیا و انسانهای ساکن آن، و هر روز با افکاری نو، کلماتی تازه و کارهایی جالب، دنیایی بهتر برای خود و دیگران خلق کردن.

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 شهریور1386 ساعت 21:45  توسط رضا  | 


در قرآن حكيم، آيات چندى داريم كه به هدف آفرينش انسان اشارت دارد. در محتواى آيات دقت بفرماييد: الف) اَلَّذِي خَلَقَ اَلْمَوْتَ وَ اَلْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً؛ خداى سبحان، كسى است كه مرگ و حيات را رقم زد، تا شما را بيازمايد كدامين نفر عمل شايسته‏ترى داريد؟، (ملك، آيه 2) كه آزمون انسان‏ها در بعد شايستگى عمل به عنوان يك هدف معرفى شده است. ب ) اَللَّهُ اَلَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ اَلْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ اَلْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اَللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ اَللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عِلْماً؛ خداوند كسى است كه هفت آسمان آفريد و از زمين نيز نظير آن را آفريد. فرمان الهى در ميان آنها نازل مى‏شود، تا بدانيد كه خداوند بر هر چيزى تواناست و به همه موجودات احاطه علمى دارد، (طلاق، آيه 12). در اين آيه «آگاهى و علم انسان از قدرت بى‏حد و احاطه علمى خداوند» به عنوان هدف آفرينش آسمان‏ها و زمين و آنچه در آنها است، ذكر شده است. ج ) وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ اَلنَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلاَّ مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ‏؛ و اگر پروردگار تو مى‏خواست همه مردم را يك امت متشكل قرار مى‏داد، ولى آنان همواره مختلف هستند، مگر آن كه پروردگارت رحم كند و براى همين آنان آفريده شده‏اند، (هود، آيات 118 و 119). در اين آيه، رحمت الهى هدف آفرينش معرفى شده است. د ) ما خَلَقْتُ اَلْجِنَّ وَ اَلْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ‏؛ جن و انس را نيافريدم مگر براى آن كه مرا عبادت كنند، (ذاريات، آيه 56). در اين آيه، هدف اصلى خلقت عبادت خداى سبحان بيان شده است. اگر در محتواى آيات مذكور دقت كنيد، مى‏يابيد بين اين اهداف تضادى وجود ندارد، بلكه برخى مقدماتى هستند و برخى متوسط و ديگرى نهايى و برخى نتيجه آن به شمار مى‏روند. ولى هدف اصلى خلقت، عبوديت پروردگار است و اگر علم و دانش و آزمايش مطرح مى‏شود، چون در مسير عبوديت است و رحمت واسعه خداوند نتيجه اين عبوديت خواهد بود. براى آگاهى بيشتر ر.ك: تفسير الميزان، ج 18 ، ص 386،علامه طباطبايى تفسير كبير فخر رازى، ج 28 ، ص 200 ، چاپ بيروت تفسير نمونه ، ج 22 ، ص 384،جمعى از نويسندگان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 شهریور1386 ساعت 20:43  توسط رضا  | 


سلام به همه دوستان با محبت خودم

قبل از هر چیز دوست دارم دوستان گل و با محبت من اولین چیزی که با دیدن عنوان وبلاگ به ذهنشون می رسه رو برام بنویسن.

باور کنید خیلی برام مهمه و برای ادامه دادن راهم کمکم می کنه.

مرسی از لطفتون

+ نوشته شده در  شنبه 3 شهریور1386 ساعت 22:58  توسط رضا  | 


+ نوشته شده در  شنبه 3 شهریور1386 ساعت 21:43  توسط رضا  |