آدمها عجیب و غریبند، وقتی که گرفتارند همدیگر را یاد می کنند ولی همینکه مشکل برطرف شد همدیگر را فراموش می کنند و اطرافیان را نمی بینند یا نمی خواهند ببینند...
چرا هر وقت که شادیم فقط به فکر خود هستیم ... چرا شکرگزار نیستیم چرا تشکر کردن را نیاموختیم چرا بسادگی کسی را می آزاریم چرا چرا و چرا؟
نمی توانم تو را آنچنان که شایسته ی توست شکر کنم ولی کمکم کن تا آنقدر که در توان من است تو را شکر بگویم و یاد کنم.
خدایا تو خود می دانی که همه ی سعی من این بوده که به همه محبت بکنم و بدیها و بی احترامی های آنان را از یاد ببرم.
خدای من صبری عظیم به من عنایت کن تا بتوانم بی دریغ و بدون هیچ چشم داشتی محبت کنم و بی احترامی ها و بی اعتنایی همه بخصوص
را فراموش کنم، تا بتوانم زندگی را زیبا ببینم و زیبا زندگی کنم.
مرا می بینی و زیادت می کنی دردم تو را می بینم و میلم زیادت میکند هردم
.....
نوشته شده در دوشنبه 25 مهر1384ساعت 11:59 توسط رضا
از وبلاگ زندگی با عشق